عطا ملك جوينى

34

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

دولته فرموده بود از فاخرات ثياب نسيج بكردار قبّهء خضرا و نمودار گنبد اعلى اشكال آن از كثرت نقش‌بندى و ملاحت رنگ‌آميزى آسمانى مىنمود « 1 » بمصابيح انوار كواكب درفشان و بوستانى بازهار و انوار در افشان گشته ، زمين آن « 2 » از مفروشات الوان بساطها و اختلاف رنگها مرغزارى پنداشتند مملوّ « 3 » از انواع رياحين چون بنفشه و ارغوان و نسرين ، بر آن هيأت و وضع پيشتر از آن كسى هيچ خيمه نافراخته « 4 » بود و در آن قالب و صنعت بارگاهى نساخته ، اندرون آن باغ ارم و بيرون خوش و خرّم ، چون مجلس تازه گشت و انس بىاندازه از هر جانبى اين آوازه برآمد خه‌خه « 5 » اى صورت « 6 » منصوريه باغّى و سراى « 6 » * يا بهشتى كه بدنيات فرستاد خداى بل جهانى تو نگويم نه جهانى كه جهان * عمر كاهست و تو برعكس جهان عمر افزاى « 7 » و پادشاه كشور چون خسرو تنها رو در خانهء شرف بر تخت بخت و سرير سرورى « 8 » متمكّن شده و بر مسند دولت تكيه زده و بر مزتقى « 9 » شكوه و هيبت ايستاده و بر مركز خوش‌دلى و كامرانى پاى نهاده و بر

--> ( 1 ) آ ج د ه اينجا واوى افزوده‌اند ، ( 2 ) كذا فى جميع النّسخ ، و شايد بهتر « آن‌را » باشد ، ( 3 ) آ : مهو ، ج : مهر ، ح : مملوك ، ( 4 ) كذا فى آ ( - نيفراخته ) ، ج د ح : نه افراخته ، ه ز : ناافراخته ، ب : نا افراخته ؟ ؟ ؟ ، ( 5 ) كذا فى ستّ نسخ ، ج : ويحك ، و همچنين نيز در ديوان انورى چاپ تبريز ص 202 ، ( 6 - 6 ) كذا فى آ ، ج : منصوريه باغى نه سراى ، د ه ح : منصور نه باغى نه سراى ، ب : منصوريه ؟ ؟ ؟ باغى نه سراى ، ز مقصوره تو باغى نه سراى ، ديوان : منصوريه باغى و سراى ( كذا ) ، اين بيت ثانيا در درق 148 a مذكور خواهد شد و از آنجا صريحا معلوم خواهد شد كه « منصوريه » در متن صحيح است لاغير ، ( 7 ) ب ج و ديوان : عمرفزاى ، ( 8 ) كذا فى ج د ه ز ، آ ب ح : سرور ، ( 9 ) كذا فى ب ، ( برسم الخطّ حاليّه : مرتقاى ) ، ح : و بر موقعى ؟ ؟ ؟ ، ز : و در مربع ، آ ج : مربعى ؟ ؟ ؟ ، ه : مربعى ، د جمله را ندارد ،